تنها،تاریک،خسته...

تصاویر فوق العاده زیبا از ماه

خورشید


باز هم پس کوه غرور...


بگویید بیاید


ستاره ها خاموش اند


وماه،تنها،تاریک،خسته...


خسته از بهانه های آسمان


وگریه ی ابرها


زمین


بین ناهیدوبهرام


خورشیدرا امشب


به مهمانی دعوت کنید


ماه تنهاست...


پروانه ها

تگرگ نگاهت


به شیشه ی قلبم


ضربه  میزند


وتو


رعد گونه میخندی


از پروانه ها میگویم


که به دورت میچرخند


واز خاموشی  نگاهت


بیمی ندارند...


چگونه پروانه شوم؟


من که روزی


برایت شمع بودم


در سرمای ذهنم سوختم


وبا خرابی وجودم ساختم


که شاید بیایی...


اماتو


هنوز در جهنمت


یخ میزنی


وزیبایی واژه هایت را


ویران میسازی


که شاید


در جنگل تاریکی


نابود شوی...

فرار

پرستو های شهر کوچ کردند


نه به امید گرما


برای فرار از


سردی نگاهت...


میخواهم با پرستو ها فرار کنم


بهار دیگر بامن نیست


وسکوت فریاد میزند


میخواهم با دیوارحرف بزنم


رنگی اما همیشه صاف است...

بترس از من


بترس از من


منی که با تو دلسردم


بترس ازشب


شبی که تا سحر


با چشمهایت باز بی تاب است


بخوان از عشق


بخوان از آن که تا سالها


برای تپه های خیس بارانی


هنوز هم مثل یک ابر است


بجنگ بامن


بترس ازمن


بخوان از او


ببین آن روز هایی را


که هرگز اونمی دیدش